محمد مهريار

238

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

فريدون بود كه چندين پسر داشت از جمله افراسياب و گرسيوز و اغريرث . در زبان فارسى حاضر بيشتر به صورت تخفيف يافتهء آن « پشن » به كار مىرود و گاهى آن را « پشند » هم مىخوانند . و پشند نام ديهى است در شهرستان كرج كه آن را به صورت فشند تلفظ مىكنند و به همين صورت نام ديه ديگرى است در تفت . اين نام به حكم اينكه نامى اساطيرى و داستانى است در بسيارى از نواحى ايران نامبردار شده است . پشنگ ( گنبد كاووس سه محل ، بيرجند ) ، پشنگان ( بندرعباس ، شيراز و غيره ) . در واژهء ما جزء اول همان « پشن » است كه « دال » زينت نيز به آن اضافه مىشود و دو جزء ديگر « گان » همان صورت ديگرى از پسوند « ان » است كه علامت نسبت و كثرت است ، پس پشندگان ، معادل « پشنگان » محلى است كه منسوب به پشنگ و پشن مىشود و قدمت ناحيه نيز از همين صورت واژه پيداست . پلارت Pel rt پلارت « 1 » نام ديهى است از دهستان گركن ( نامواژهء گركن ديده شود ) دهستان گركن در جنوب اصفهان ناحيه‌اى وسيع است شامل ديه‌هاى بسيار و با نامهاى قديمى . در اين اواخر اين ناحيه آب‌زا ، پرباتلاق ، زمينهاى نمور ، مردم گرفتار بيمارى تب و نوبه ( مالاريا ) و محصول دستخوش آفات نباتى بسيار بود . چنين بود تا آبها فرو نشست و ناى از زمينها بركشيده شد و كم‌كم اين دهستان رو به آبادى نهاد . گفتيم اين ناحيه مركز قديم تمدن آريايى است ، نامهاى كهنى مثل مهرگان ، كليسان ، كرفشان و كوشكچه و بسيارى ديگر همين را به ما مىگويد . نام كهن ، دليل كهن بودن و قدمت آن است . پلارت ما هم همهء خصوصيات اين دشت را داشت و هنوز هم اندكى دارد . خود از نامهاى قديمى است ولى اينك كه به ديه نگاه كنيد همان خانه‌هاى خشتى ، كوچه‌هاى خاكى پيچ‌درپيچ طويل و خانه‌ها به هم بسيار نزديك ، گرد و غبار تابستان ، گل‌ولاى زمستان و درختستانى و زراعت در دور و بر آن . اين است هر آنچه پلارت را تشكيل مىدهد . اثر كهنى در ديه و دور و بر آن نيست . هرچه بوده است در تصاريف زمان و حوادث بىشمار از بين رفته و ما از قدمت آن حكايتى ديگر نداريم جز

--> ( 1 ) - در سال 1345 اين ديه 454 نفر جمعيت داشته است . نشريهء 289 م . آ . ا . ص 39 . جمعيت اين روستا در سال 1375 بالغ بر 1137 نفر شده است .